.

وقتی کنار یک بیشه (اینجا: بوش) زندگی بکنی صبح ها با صداهای مختلفی ممکن است از خواب بیدار بشوی. معمولن صدای پرنده های مختلف. صدای زاغچه ها که مثل این است که ترومپت می زنند (و من عاشقشان هستم)، صدای کاکاتوها که طوطی های بزرگی هستند و بیشتز جیغ می کشند ، خیلی وقت ها صدای فاخته ها، صدای آواز بوچربرد که بسیار زیباست، صدای قهقهه ی کوکاباراها و به تازگی صدای بسیار عجیب و حیرت انگیزی که نمی دانم منشائش چه پرنده ای است و از دیروز شروع شده. اول با یک صدای کشیده مثل سوت کوتاه شروع می شود و بعد تبدیل به یک انفجار کوچک زنگ دار می شود. می دانم توصیف مسخره ای از آب درآمد ولی نمی دانم چگونه می شود توصیفش کرد. صدای فوق العاده ای است.

.

منظره ی بیشه ی پشت واحد ما...پشت این درختچه ها یک دره چه!  است تشکیل شده از آبگیر، درخت، درختچه ها و گیاهان بومی و پرنده ها، خزنده ها و حشرات قابل توجه زبان :

.

 .

این بوته ی کوچولو توی باغچه ی جلوی خونه در اومده:

.

 .

 .

نمی دونم این چیه ولی گلهاش شکل جالبی داره:

.

 .

وقتی این درخت را در Queen Street دیدم از تعجب و هیجان تقریبن جیغ کشیدم. باید یک جور Rhododendron باشد:

.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 .

.

.

 .

 .

 

/ 0 نظر / 14 بازدید