مايلا

 

حق با ابی يه و من حافظه ی تاريخی ندارم. الان که اصلن کله هم ندارم چون که هر چی که قرار بوده توی جمجمه ام باشه، در حال حاضر نيست و فقط يه سنگينی عجيبی رو روی گردنم احساس می کنم. پرستوها، که گفتم انگاری امسال بيشتر از سالهای ديگه هستن هم، روزهاس که رفتن. اين وبلاگ نويسی حداقلش اينه که اونايی که حافظه ی تاريخی ندارن ميتونن آرشيو وبلاگشون رو بخونن و يادشون بمونه که آسمون چقدر با پرستوها زيباتره، که چقد آدم خوشبختی هسن، که اونقدر ارزش دارن که يکی از بهترين آدمای دنيا و يکی از بهترين دوستای دنيا دوستشون داره. و يادشون بمونه که برای همين لحظه های عالی و  محدودی که دوستانمون رو در کنار خودمون داشتيم  و به خاطرهمين چند تا آدم منحصر به فرد کمياب بی نظيری که در تمام طول زندگيمون شناختيم،‌ دنيا واقعن  ارزش زندگی کردن داره...

+   مايلا ; ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٥/٥
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir